دیوان شمس غزل ۱۶۸۸ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۸۸

  1. گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانم ای تو صلاح جانم بی‌تو چه در فسادم

G1688:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم·در بیخودی مطلق با خود چه نیک شادم
  2. 2 چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینم·تا چشم‌ها به ناگه در روی او گشادم
  3. 3 با من به جنگ شد جان گفتا مرا مرنجان·گفتم طلاق بستان گفتا بده بدادم
  4. 4 مادر چو داغ عشقت می دید در رخ من·نافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
  5. 5 گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانم·ای تو صلاح جانم بی‌تو چه در فسادم
  6. 6 ای پرده برفکنده تا مرده گشته زنده·وز نور رویت آمد عهد الست یادم
  7. 7 از عشق شاه پریان چون یاوه گشتم ای جان·از خویش و خلق پنهان گویی پری نژادم
  8. 8 تبریز شمس دین را گفتم تنا کی باشی·تن گفت خاک و جان گفت سرگشته همچو بادم

ganjoor: sh1688 · public domain