دیوان شمس غزل ۱۷۵۴ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۵۴

  1. کاروان‌ها که بار آن شِکرست من ز مصر عدم روان دارم

G1754:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آتشی از تو در دهان دارم·لیک صد مُهر بر زبان دارم
  2. 2 دو جهان را کند یکی لقمه·شعله‌هایی که در نهان دارم
  3. 3 گر جهان جملگی فنا گردد·بی‌جهان مُلک صد جهان دارم
  4. 4 کاروان‌ها که بار آن شِکرست·من ز مصر عدم روان دارم
  5. 5 من ز مستی عشق بی‌خبرم·که از آن سود یا زیان دارم
  6. 6 چشم تن بود درفِشان از عشق·تا کنون جان درفشان دارم
  7. 7 بند خانه نیم که چون عیسی·خانه بر چارُم‌آسمان دارم
  8. 8 شکر آن را که جان دهد تن را·گر بشد جان، جانِ جان دارم
  9. 9 آنچ داده‌ست شمس تبریزی·ز من آن جو که من همان دارم

ganjoor: sh1754 · public domain