دیوان شمس غزل ۱۸۱۲ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۱۲

  1. ای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنف برداشتم پیش تو کف مخدوم جانم شمس دین

G1812:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین·ای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دین
  2. 2 تا غمزه‌ات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شد·جان بنده تبریز شد مخدوم جانم شمس دین
  3. 3 خورشید جان همچون شفق در مکتب تو نوسبق·ای بنده‌ات خاصان حق مخدوم جانم شمس دین
  4. 4 ای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنف·برداشتم پیش تو کف مخدوم جانم شمس دین
  5. 5 ای هم ملوک و هم ملک در پیشت ای نور فلک·از همدگر مسکینترک مخدوم جانم شمس دین
  6. 6 مطلوب جمله جان‌ها جان را سوی اجلال‌ها·تو داده پر و بال‌ها مخدوم جانم شمس دین
  7. 7 دل را ز تو حالی دگر در سلطنت قالی دگر·تا پرد از بالی دگر مخدوم جانم شمس دین

ganjoor: sh1812 · public domain