دیوان شمس غزل ۱۸۳۲ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۳۲

  1. بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان

G1832:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 مانده شده‌ست گوش من از پی انتظار آن·کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان
  2. 2 خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را·کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان
  3. 3 فرع سماع آسمان هست سماع این زمین·و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
  4. 4 نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر·چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان
  5. 5 بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم·می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و شادمان
  6. 6 مستمع الست شد پای دوان و مست شد·نیست بد او و هست شد لاله و بید و ضیمران

ganjoor: sh1832 · public domain