دیوان شمس غزل ۱۸۵۱ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · G1851 · ۹ بیت

غزل شمارهٔ ۱۸۵۱

هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژه‌های دشوار.

  1. G1851:1 نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کنز من بشنو که وقت آمد کشانش کن کشانش کن
  2. G1851:2 برآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرببیا ای حاسد ار مردی نهانش کن نهانش کن
  3. G1851:3 از این نکته منم در خون خدا داند که چونم چونبیا ای جان روزافزون بیانش کن بیانش کن
  4. G1851:4 بیانش کرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجاننیارامد به شرحش جان عیانش کن عیانش کن
  5. G1851:5 عیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمداگر تو سود جان خواهی زیانش کن زیانش کن
  6. G1851:6 یکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسااگر داری چنین جانی روانش کن روانش کن
  7. G1851:7 هر آن کو بحربین باشد فلک پیشش زمین باشدهر آن کو نی چنین باشد چنانش کن چنانش کن
  8. G1851:8 برون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهرجهنده‌ست این جهان بنگر جهانش کن جهانش کن
  9. G1851:9 اگر خواهی که بگریزی ز شاه شمس تبریزیمپران تیر دعوی را کمانش کن کمانش کن

ganjoor: sh1851 · public domain