دیوان شمس غزل ۱۸۸۳ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۳

  1. بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن بی او نتوان شستن بی‌او نتوان خفتن

G1883:1

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن·بی او نتوان شستن بی‌او نتوان خفتن
  2. 2 ای حلقه زن این در در باز نتان کردن·زیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی گردن
  3. 3 گردن ز طمع خیزد زر خواهد و خون ریزد·او عاشق گل خوردن همچون زن آبستن
  4. 4 کو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهد·چون مرغ دل او پرد زین گنبد بی‌روزن
  5. 5 این باید و آن باید از شرک خفی زاید·آزاد بود بنده زین وسوسه چون سوسن
  6. 6 آن باید کو آرد او جمله گهر بارد·یا رب که چه‌ها دارد آن ساقی شیرین فن
  7. 7 دو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانه·او خواجه و من بنده پستی بود و روغن

ganjoor: sh1883 · public domain