دیوان شمس غزل ۱۹۱۱ بیت ۱۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۱۱

  1. ز اشکست تجلی فضل دارد میان کوه‌ها آن طور سینین

G1911:12

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 تو را پندی دهم ای طالب دین·یکی پندی دلاویزی خوش آیین
  2. 2 مشین غافل به پهلوی حریصان·که جان گرگین شود از جان گرگین
  3. 3 ز خارش‌های دل ار پاک گردی·ز دل یابی حلاوت‌های والتین
  4. 4 بجوشند از درون دل عروسان·چو مرد حق شوی ای مرد عنین
  5. 5 ز چشمه چشم پریان سر برآرند·چو ماه و زهره و خورشید و پروین
  6. 6 بنوش این را که تلقین‌های عشق است·که سودت کم کند در گور تلقین
  7. 7 به احسان زر به خوبان آن چنان ده·که نفریبند زشتانت به تحسین
  8. 8 نمی‌خواهند خوبان جز ممیز·بمفریبان تو ایشان را به کابین
  9. 9 ز تو آن گلرخان را ننگ آید·چو بفروشی تو سرگی را به سرگین
  10. 10 ز سنگ آسیا زیرین حمول است·نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین
  11. 11 میان سنگ‌ها آن بیش ارزد·که افزون خورده باشد زخم میتین
  12. 12 ز اشکست تجلی فضل دارد·میان کوه‌ها آن طور سینین
  13. 13 خمش کن صبر کن تمکین تو کو·که را ماند ز دست عشق تمکین

ganjoor: sh1911 · public domain