دیوان شمس› غزل ۱۹۱۶› بیت ۹ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۱۶
- بیامیز اندکی ای کان رحمت که تا گردد رخ زرد تو رنگین
G1916:9
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 برآ بر بام و اکنون ماه نو بین·درآ در باغ و اکنون سیب می چین
- 2 از آن سیبی که بشکافد در روم·رود بوی خوشش تا چین و ماچین
- 3 برآ بر خرمن سیب و بکش پا·ز سیب لعل کن فرش و نهالین
- 4 اگر سیبش لقب گویم وگر می·وگر نرگس وگر گلزار و نسرین
- 5 یکی چیز است در وی چیست کان نیست·خدا پاینده دارش یا رب آمین
- 6 بیا اکنون اگر افسانه خواهی·درآ در پیش من چون شمع بنشین
- 7 همیترسم که بگریزی ز گوشه·برآ بالا برون انداز نعلین
- 8 به پهلویم نشین برچفس بر من·رها کن ناز و آن خوهای پیشین
- 9 بیامیز اندکی ای کان رحمت·که تا گردد رخ زرد تو رنگین
- 10 روا باشد وگر خود من نگویم·همیشه عشوه و وعده دروغین
- 11 از این پاکی تو لیکن عاشقان را·پراکنده سخنها هست آیین
- 12 زهی اوصاف شمس الدین تبریز·زهی کر و فر و امکان و تمکین
ganjoor: sh1916 · public domain