دیوان شمس غزل ۱۹۳۸ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۳۸

  1. درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین

G1938:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 نازنینی را رها کن با شهان نازنین·ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
  2. 2 سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب·چند بینی سایه خود نور او را هم ببین
  3. 3 درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور·آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین
  4. 4 از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود·زان که در ظلمت نماید نقش‌های سهمگین
  5. 5 از ستاره روز باشد ایمنی کاروان·زانک با خورشید آمد هم قران و هم قرین
  6. 6 مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست·زانک او گشته‌ست با شب آشنا و همنشین
  7. 7 شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت·سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین

ganjoor: sh1938 · public domain