دیوان شمس غزل ۱۹۴ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۴

  1. زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم پنهان کنیم سِر را پیش افکنیم سَر را

G194:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را·دامی نهاده‌ام خوش آن قبله نظر را
  2. 2 دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو·ای عقل بام بر رو ای دل بگیر در را
  3. 3 اعدا که در کمینند در غصه همینند·چون بشنوند چیزی گویند همدگر را
  4. 4 گر ذره‌ها نهانند خصمان و دشمنانند·در قعر چَهْ سخن گو خلوت گزین سحر را
  5. 5 ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن·در خانه دلم شد از بهر رهگذر را
  6. 6 رمزی شنید زین سر زو پیش دشمنان شد·می‌خواند یک به یک را می‌گفت خشک و تر را
  7. 7 زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم·پنهان کنیم سِر را پیش افکنیم سَر را
  8. 8 ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم·بی زخم‌های میتین پیدا نکرد زر را
  9. 9 دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته·یعنی خبر ندارم کی دیده‌ام گهر را

ganjoor: sh194 · public domain