دیوان شمس› غزل ۱۹۵۰› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
- آفتابش رویها را می کند چون آفتاب رشک جان ماه سیم افشان خوش سیماست این
G1950:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این·بوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
- 2 این چنین بویی کز او اجزای عالم مست شد·از زمین نبود مگر از جانب بالا است این
- 3 اختران گویند از بالا که این خورشید چیست·ماهیان گویند در دریا که چه غوغاست این
- 4 آفتابش رویها را می کند چون آفتاب·رشک جان ماه سیم افشان خوش سیماست این
- 5 بعد چندین سال حسن یوسفی واپس رسید·این چه حسن و خوبی است این حیرت حور است این
- 6 این عجب خضری است ساقی گشته از آب حیات·کوه قاف نادر است و نادره عنقاست این
- 7 شعله انافتحنا مشرق و مغرب گرفت·قره العین و حیات جان مولاناست این
- 8 این چه می پوشی مپوشان ظاهر و مطلق بگو·سنجق نصرالله و اسپاه شاه ماست این
- 9 این امان هر دو عالم وین پناه هر دو کون·دستگیر روز سخت و کافل فرداست این
- 10 چرخ را چرخی دگر آموخت پرآشوب و شور·این چه عشق است ای خداوند و عجب سوداست این
- 11 ای خوش آوازی که آوازت به هر دل می رسد·شرح کن این را که گوهرهای آن دریاست این
ganjoor: sh1950 · public domain