دیوان شمس› غزل ۱۹۸› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۹۸
- از غیب رو نمود صلایی زد و برفت کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
G198:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای صوفیان عشق بدرید خرقهها·صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
- 2 کز یار دور ماند و گرفتار خار شد·زین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
- 3 از غیب رو نمود صلایی زد و برفت·کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا
- 4 من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل·از من سلام و خدمت ریحان و لاله را
- 5 دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست·ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا
- 6 زان حالها بگو که هنوز آن نیامدهست·چون خوی صوفیان نبود ذکر مامضی
ganjoor: sh198 · public domain