دیوان شمس غزل ۲۰۶۱ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۶۱

  1. پرده برانداخت دل از گل آدم چنانک سجده درآمد ملک گشت به دل مفتتن

G2061:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن·ای به خطا تو مجوی خویشتن اندر ختن
  2. 2 گر به بر اندرکشی سیمبری چون تو کو ؟·بوسه جان بایدت بر دهن خویش زن
  3. 3 بهر جمال تو است جندره حوریان·عکس رخ خوب توست خوبی هر مرد و زن
  4. 4 پرده خوبی تو شقه زلف تو است·ور نه برون تافتی نور تو ای خوش ذقن
  5. 5 آمد نقاش تن سوی بتان ضمیر·دست و دلش درشکست باز بماندش دهن
  6. 6 این قفس پرنگار پرده مرغ دل است·دل تو بنشناختی از قفس دل‌شکن
  7. 7 پرده برانداخت دل از گل آدم چنانک·سجده درآمد ملک گشت به دل مفتتن
  8. 8 واسطه برخاستی گر نفسی تُرک عشق·پیش نشستی به لطف کای چلپی کیمسن ؟
  9. 9 چشم شدی غیب‌بین گر نظر شمس دین·مفخر تبریزیان بر تو شدی غمزه‌زن

ganjoor: sh2061 · public domain