دیوان شمس غزل ۲۰۷۷ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۰۷۷

  1. بس آتشی که فروزد از این نفس به جهان بسی بقا که بجوشد ز حرف فانی من

G2077:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 به من نگر به دو رخسار زعفرانی من·به گونه گونه علامات آن جهانی من
  2. 2 به جان پیر قدیمی که در نهاد من است·که باد خاک قدم‌هاش این جوانی من
  3. 3 تو چشم تیز کن آخر به چشم من بنگر·مدزد این دل خود را ز دلستانی من
  4. 4 بر این لبم چو از آن بخت بوسه‌ای برسید·شکر کساد شد از قند خوش زبانی من
  5. 5 به گوش‌ها برسد حرف‌های ظاهر من·به هیچ کس نرسد نعره‌های جانی من
  6. 6 بس آتشی که فروزد از این نفس به جهان·بسی بقا که بجوشد ز حرف فانی من
  7. 7 ز شمس مفخر تبریز تا چه دیدستم·که بی‌قرار شدستند این معانی من

ganjoor: sh2077 · public domain