دیوان شمس غزل ۲۱۰۷ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

  1. گل چو تو را دید، به سوسن بگفت «سرو من آمد به گلستان من»

G2107:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 جان منی، جان منی، جان من·آن منی، آن منی، آن من
  2. 2 شاه منی، لایق سودای من·قند منی، لایق دندان من
  3. 3 نور منی، باش در این چشمِ من·چشم من و چشمهٔ حیوان من
  4. 4 گل چو تو را دید، به سوسن بگفت·«سرو من آمد به گلستان من»
  5. 5 از دو پراکنده، تو چونی؟ بگو·زلف تو و حال پریشان من
  6. 6 ای رسنِ زلفِ تو پابند من·چاه زنخدان تو زندان من
  7. 7 دست‌فشان، مست، کجا می‌روی؟·پیش من آ، ای گل خندان من!

ganjoor: sh2107 · public domain