دیوان شمس غزل ۲۱۴۷ بیت ۹ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۱۴۷

  1. سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او

G2147:9

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او·عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او
  2. 2 سلسله‌ای است بی‌بها دشمن جمله توبه‌ها·توبه شکست من کیم سنگ من و سبوی او
  3. 3 توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی·پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او
  4. 4 توبه‌ی من برای او توبه‌شکن هوای او·توبه من گناه من سوخته پیش روی او
  5. 5 شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او·آب حیات جاودان نیست مگر به جوی او
  6. 6 عشق و نشاط گستری با می و رطلِ ساغری·می‌رسد از کنارها غلغل و های هوی او
  7. 7 مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد·تا نشود ز خود تهی پر نشود کدوی او
  8. 8 سایه که باز می‌شود جمع و دراز می‌شود·هست ز آفتاب جان قوت جست و جوی او
  9. 9 سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او·نور ز عکس روی او سایه ز عکس موی او
  10. 10 ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان·تا ز فلک فرودَرَد پرده‌ی هفت تویِ او
  11. 11 چیست درون جَیب من جز تو و من حجاب من·ای من و تو فنا شده پیش بقای اویِ او

ganjoor: sh2147 · public domain