دیوان شمس غزل ۲۲۲۲ بیت ۶ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

  1. بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن بر لب جوی حیل تخته منه جامه مشو

G2222:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو·چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو
  2. 2 چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است·و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو
  3. 3 مست دیدی که شکوفه ش همه در است و عقیق·باده‌ای کو چو اویس قرنی دارد بو
  4. 4 ای بسا فکرت باریک که چون موی شده‌ست·وز سر زلف خوش یار ندارد سر مو
  5. 5 مست فکرت دگر و مستی عشرت دگر است·قطره‌ای این کند آنک نکند زان دو سبو
  6. 6 بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن·بر لب جوی حیل تخته منه جامه مشو

ganjoor: sh2222 · public domain