دیوان شمس غزل ۲۲۳۸ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۳۸

  1. من صد هزار خرقه ز سودا بدوختم کان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو

G2238:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو·پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو
  2. 2 گلشن ز رنگ روی تو صد رنگ ریخته‌ست·چون گل چرا دمید ز رخسار شرم تو
  3. 3 من صد هزار خرقه ز سودا بدوختم·کان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو
  4. 4 صافی شرم توست نهان در حجاب غیب·دردی بریخت بر رخ گلزار شرم تو
  5. 5 آن دل که سنگ بود ز شرم تو آب ریخت·یا رب چه کرد در دل هشیار شرم تو
  6. 6 خون گشت نام کوه که نامش شده‌ست لعل·چون درفتاد در که و کهسار شرم تو

ganjoor: sh2238 · public domain