دیوان شمس غزل ۲۲۸ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۲۸

  1. شراب عشق ابد را که ساقیش روح است نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا

G228:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا·فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا
  2. 2 به هر شبی چو محمد به جانب معراج·براق عشق ابد را به زیر زین کشدا
  3. 3 به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را·به خلق و خوی و صفت‌های همنشین کشدا
  4. 4 شراب عشق ابد را که ساقیش روح است·نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا
  5. 5 برو بدزد ز پروانه خوی جانبازی·که آن تو را به سوی نور شمع دین کشدا
  6. 6 رسید وحی خدایی که گوش تیز کنید·که گوش تیز به چشم خدای بین کشدا
  7. 7 خیال دوست تو را مژده وصال دهد·که آن خیال و گمان جانب یقین کشدا
  8. 8 در این چهی تو چو یوسف خیال دوست رسن·رسن تو را به فلک‌های برترین کشدا
  9. 9 به روز وصل اگر عقل ماندت گوید·نگفتمت که چنان کن که آن به این کشدا
  10. 10 بجه بجه ز جهان همچو آهوان از شیر·گرفتمش همه کان است کان به کین کشدا
  11. 11 به راستی برسد جان بر آستان وصال·اگر کژی به حریر و قز کژین کشدا
  12. 12 بکش تو خار جفاها از آن که خارکشی·به سبزه و گل و ریحان و یاسمین کشدا
  13. 13 بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست·که آن به لطف و ثناها و آفرین کشدا
  14. 14 دهان ببند و امین باش در سخن داری·که شه کلید خزینه بر امین کشدا

ganjoor: sh228 · public domain