دیوان شمس غزل ۲۳۲۱ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

  1. در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه

G2321:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه·از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
  2. 2 در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی·خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه
  3. 3 در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی·یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه
  4. 4 گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت·ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه
  5. 5 یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان·و آن گاه چو سرمستان می‌گو که زهی دانه
  6. 6 شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان·بی‌ناز خوشاوندان بی‌زحمت بیگانه
  7. 7 شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید·آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه

ganjoor: sh2321 · public domain