دیوان شمس غزل ۲۳۲۶ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۲۶

  1. زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده

G2326:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای بر سر بازاری دستار چنان کرده·رو با دگران کرده ما را نگران کرده
  2. 2 ما را بگزیده لب کیم بر تو امشب·و آن خلوت چون شکر یا لب شکران کرده
  3. 3 با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری·کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده
  4. 4 زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد·جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده
  5. 5 جان شد چو کبوتر جان زوتر هله زوتر جان·ای تن تنتن کرده تن را همه جان کرده
  6. 6 از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده·وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده
  7. 7 ای دفتر هر سری شمس الحق تبریزی·ای طرفه بغدادی ما را همدان کرده

ganjoor: sh2326 · public domain