دیوان شمس غزل ۲۴۱۱ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

  1. چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم عقول هیچ ندارد مجال در دیده

G2411:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده·زهی مبارک و زیبا به فال در دیده
  2. 2 به بوی وصل دو دیده خراب و مست شده‌ست·چگونه باشد یا رب وصال در دیده
  3. 3 چو دیده بیشه آن شیرمست من باشد·چه زهره دارد گرگ و شکال در دیده
  4. 4 دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین·ز فر دولت آن خوش خصال در دیده
  5. 5 چو چتر و سنجق آن رشک صد سلیمان دید·گشاد هدهد جان پر و بال در دیده
  6. 6 چو آفتاب جمالش بدیده‌ها درتافت·چه شعله‌هاست ز نور جلال در دیده
  7. 7 چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم·عقول هیچ ندارد مجال در دیده
  8. 8 دو دیده مست شد از جان صدر شمس الدین·چه باده‌هاست از او مال مال در دیده

ganjoor: sh2411 · public domain