دیوان شمس غزل ۲۴۴۹ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۴۹

  1. آمد بتی بی‌رنگ و بو دستم معطل شد بدو استاد دیگر را بجو بهر دکان بتگری

G2449:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری·و اکنون همی‌خواهم ز تو کز گفت خویشم واخری
  2. 2 بت‌ها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسی·مست خلیلم من کنون سیر آمدم از آزری
  3. 3 آمد بتی بی‌رنگ و بو دستم معطل شد بدو·استاد دیگر را بجو بهر دکان بتگری
  4. 4 دکان ز خود پرداختم انگازها انداختم·قدر جنون بشناختم ز اندیشه‌ها گشتم بری
  5. 5 گر صورتی آید به دل گویم برون رو ای مضل·ترکیب او ویران کنم گر او نماید لمتری
  6. 6 کی درخور لیلی بود آن کس کز او مجنون شود·پای علم آن کس بود کو راست جانی آن سری

ganjoor: sh2449 · public domain