دیوان شمس غزل ۲۴۵۰ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۵۰

  1. بازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدن هست این جهان همچون رحم این جمله خون زان می‌خوری

G2450:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری·و آن لطف بی‌حد زان کند تا هیچ از حد نگذری
  2. 2 با صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشین·گر پای در بیرون نهی زین خانقاه شش دری
  3. 3 داری دری پنهان صفت شش در مجو و شش جهت·پنهان دری که هر شبی زان در همی‌بیرون پری
  4. 4 چون می‌پری بر پای تو رشته خیالی بسته‌اند·تا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سری
  5. 5 بازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدن·هست این جهان همچون رحم این جمله خون زان می‌خوری
  6. 6 جان را چو بررویید پر شد بیضه تن را شکست·جان جعفر طیار شد تا می‌نماید جعفری

ganjoor: sh2450 · public domain