دیوان شمس غزل ۲۴۵۹ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۵۹

  1. ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلی بارگه جان و دلی گنج‌گه بوالحسنی

G2459:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنی·از جهت خسته‌دلان جان و نگهبان منی
  2. 2 همچو علی در صف خود‌، سر نَبَری از کف خود·بولهب وسوسه را تا نکنی راهزنی
  3. 3 راه‌زنان را بزنی تا که حقت نام نهد·غازی من حاجی من گرچه به تن در وطنی
  4. 4 ساقی جام ازلی مایهٔ قند و عسلی·بارگه جان و دلی گنج‌گه بوالحسنی
  5. 5 جنبش پَرّ مَلَکی مطلع بام فلکی·جمع صفا را نمکی شمع خدا را لگنی
  6. 6 باده دهی مست کنی جمله حریفان مرا·عربده‌شان یاد دهی با من‌شان درفکنی
  7. 7 از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد·گر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی
  8. 8 خامش باش ای دل من نام مرا هیچ مگو·نام کسی گو که از او چون گل تر خوش‌دهنی

ganjoor: sh2459 · public domain