دیوان شمس غزل ۲۴۶۱ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

  1. بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من دانک من اندر چمنم صورت من در لحدی

G2461:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی·بی‌دل من بی‌دل من راست شدی هر چه بدی
  2. 2 گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدی·فارغ و آزاد بدی خواجه ز هر نیک و بدی
  3. 3 هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدی·دانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی
  4. 4 خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم·کهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد اندر مددی
  5. 5 آتش و نفتم نخورد ور بخورد بازدهد·چون عددی را بخورد بازدهد بی‌عددی
  6. 6 بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من·دانک من اندر چمنم صورت من در لحدی
  7. 7 گرچه بود در لحدی خوش بودش با احدی·آنک در آن دام بود کی خوردش دام و ددی
  8. 8 و آنک از او دور بود گرچه که منصور بود·زارتر از مور بود ز آنک ندارد سندی

ganjoor: sh2461 · public domain