دیوان شمس غزل ۲۵ بیت ۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵

  1. امشب غنیمت دارمت باشم غلام و چاکرت فردا ملک بی‌هش شود هم عرش بشکافد قبا

G25:4

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا·ای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتا
  2. 2 امروز صد چندان شدی حاجب بدی سلطان شدی·هم یوسف کنعان شدی هم فر نور مصطفی
  3. 3 امشب ستایمت ای پری فردا ز گفتن بگذری·فردا زمین و آسمان در شرح تو باشد فنا
  4. 4 امشب غنیمت دارمت باشم غلام و چاکرت·فردا ملک بی‌هش شود هم عرش بشکافد قبا
  5. 5 ناگه برآید صرصری نی بام ماند نه دری·زین پشگان پر کی زند چونک ندارد پیل پا
  6. 6 باز از میان صرصرش درتابد آن حسن و فرش·هر ذره‌ای خندان شود در فر آن شمس الضحی
  7. 7 تعلیم گیرد ذره‌ها زان آفتاب خوش لقا·صد ذرگی دلربا کان‌ها نبودش ز ابتدا

ganjoor: sh25 · public domain