دیوان شمس› غزل ۲۵۰۰› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۰۰
- چو با حق عهدها بستی ز سستی عهد بشکستی چو قول عهد جانبازان چرا محکم نمیگردی
G2500:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمیگردی·مگر تو فکر منحوسی که جز بر غم نمیگردی
- 2 چو آمد موسی عمران چرا از آل فرعونی·چو آمد عیسی خوش دم چرا همدم نمیگردی
- 3 چو با حق عهدها بستی ز سستی عهد بشکستی·چو قول عهد جانبازان چرا محکم نمیگردی
- 4 میان خاک چون موشان به هر مطبخ رهی سازی·چرا مانند سلطانان بر این طارم نمیگردی
- 5 چرا چون حلقه بر درها برای بانگ و آوازی·چرا در حلقه مردان دمی محرم نمیگردی
- 6 چگونه بسته بگشاید چو دشمن دار مفتاحی·چگونه خسته به گردد چو بر مرهم نمیگردی
- 7 سر آنگه سر بود ای جان که خاک راه او باشد·ز عشق رایتش ای سر چرا پرچم نمیگردی
- 8 چرا چون ابر بیباران به پیش مه ترنجیدی·چرا همچون مه تابان بر این عالم نمیگردی
- 9 قلم آن جا نهد دستش که کم بیند در او حرفی·چرا از عشق تصحیحش تو حرفی کم نمیگردی
- 10 گلستان و گل و ریحان نروید جز ز دست تو·دو چشمه داری ای چهره چرا پرنم نمیگردی
- 11 چو طوافان گردونی همیگردند بر آدم·مگر ابلیس ملعونی که بر آدم نمیگردی
- 12 اگر خلوت نمیگیری چرا خامش نمیباشی·اگر کعبه نه ای باری چرا زمزم نمیگردی
ganjoor: sh2500 · public domain