دیوان شمس غزل ۲۵۷ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷

  1. گر نخریده‌ست جهان را ز غم مژده چرا داد خدا که‌اشتری‌‌؟

G257:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 لعل لبش داد کنون مر مرا·آنچ تو را لعل کند مر مرا
  2. 2 گلبن خندان به دل و جان بگفت·برگ منت هست به گلشن برآ
  3. 3 گر نخریده‌ست جهان را ز غم·مژده چرا داد خدا که‌اشتری‌‌؟
  4. 4 در بن خانه‌ست جهان تنگ و منگ·زود برآیید به بام سرا
  5. 5 صورت اقبال شکرریز گفت·شکر چو کم نیست شکایت چرا
  6. 6 ساغر بر دست خرامان رسید·فخر من و فخر همه ماورا
  7. 7 جام مباح آمد هین نوش کن·باز ره از غابر و از ماجرا
  8. 8 ساغر اول چو دود بر سرت·سجده کند عقل جنون تو را
  9. 9 فاش مکن فاش تو اسرار عرش·در سخنی زاده ز تحت الثری

ganjoor: sh257 · public domain