دیوان شمس غزل ۲۶۰۹ بیت ۸ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۰۹

  1. آوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شد گه باده جان گیرد گه طره مشکینی

G2609:8

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی·شاهان ز هوای تو در خرقه دلقینی
  2. 2 بر خوان تو استاده هر گوشه سلیمانی·وز غایت مستی تو همکاسه مسکینی
  3. 3 بس جان گزین بوده سلطان یقین بوده·سردفتر دین بوده از عشق تو بی‌دینی
  4. 4 کو گوهر جان بودن کو حرف بپیمودن·کو سینه ره بینی کو دیده شه بینی
  5. 5 هر مست میت خورده دو دست برآورده·کاین عشق فزون بادا وز هر طرف آمینی
  6. 6 گویند بخوان یاسین تا عشق شود تسکین·جانی که به لب آمد چه سود ز یاسینی
  7. 7 آن دلشده خاکی کز عشق زمین بوسد·در دولت تو بنهد بر پشت فلک زینی
  8. 8 آوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شد·گه باده جان گیرد گه طره مشکینی
  9. 9 هرگز نکند ما را عالم به جوال اندر·کز شمس حق تبریز پر کردم خرجینی

ganjoor: sh2609 · public domain