دیوان شمس غزل ۲۶۲۴ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۲۴

  1. هر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاو ما راه سعادت بنمودیم تو دانی

G2624:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 برخیز که جان است و جهان است و جوانی·خورشید برآمد بنگر نورفشانی
  2. 2 آن حسن که در خواب همی‌جست زلیخا·ای یوسف ایام به صد ره به از آنی
  3. 3 برخیز که آویخت ترازوی قیامت·برسنج ببین که سبکی یا تو گرانی
  4. 4 هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالق·قانع نشود عاشق بی‌دل به نشانی
  5. 5 هر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاو·ما راه سعادت بنمودیم تو دانی
  6. 6 برخیز و بیا دبدبه عمر ابد بین·تا بازرهی زود از این عالم فانی
  7. 7 او عمر عزیزی است از او چاره نداری·او جان جهان آمد و تو نقش جهانی
  8. 8 بر صورت سنگین بزند روح پذیرد·حیف است کز این روح تو محروم بمانی
  9. 9 او کان عقیق آمد و سرمایه کان‌ها·در کان عقیق آی چه دربند دکانی

ganjoor: sh2624 · public domain