دیوان شمس› غزل ۲۶۳۵› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۳۵
- هین رخت فروگیر و بخوابان شتران را آخر بگشا چشم که در دست رضایی
G2635:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 امروز سماع است و مدام است و سقایی·گردان شده بر جمع قدحهای عطایی
- 2 فرمان سقی الله رسیدهست بنوشید·ای تن همه جان شو نه که ز اخوان صفایی
- 3 ای دور چه دوری تو و ای روز چه روزی·وی گلشن اقبال چه بابرگ و نوایی
- 4 از خاک برویند در این دور خلایق·کاین نفخه صور است که کردهست صدایی
- 5 از کوه شنو نعره صد ناقه صالح·وز چرخ شنو بانگ سرافیل صلایی
- 6 هین رخت فروگیر و بخوابان شتران را·آخر بگشا چشم که در دست رضایی
- 7 ای مرده بشو زنده و ای پیر جوان شو·وی منکر محشر هله تا ژاژ نخایی
- 8 خواهم سخنی گفت دهانم بمبندید·کامروز حلال است ورا رازگشایی
- 9 ور ز آنک ز غیرت ره این گفت ببندید·ره باز کنم سوی خیالات هوایی
- 10 ما نیز خیالات بدستیم و از این دم·هستی پذرفتیم ز دمهای خدایی
- 11 صد هستی دیگر به جز این هست بگیری·کاین را تو فراموش کنی خواجه کجایی
ganjoor: sh2635 · public domain