دیوان شمس غزل ۲۶۵۹ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۵۹

  1. ندارد مهر مهره او چه گشتی ندارد دل‌، دل اندر وی چه بستی‌؟

G2659:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 کسی کاو را بود در طبع سستی·نخواهد هیچ کس را تندرستی
  2. 2 مده دامن به دستان حسودان·که ایشان می‌کشندت سوی پستی
  3. 3 زیان‌تر خویش را و دیگران را·نباشد چون حسد در جمله هستی
  4. 4 هلا بشکن دل و دام حسودان·وگر نی پشت بخت خود شکستی
  5. 5 از این اخوان چو ببریدی چو یوسف·عزیز مصری و از گرگ رستی
  6. 6 اگر حاسد دو پایت را ببوسد·به باطن می‌زند خنجر دودستی
  7. 7 ندارد مهر مهره او چه گشتی·ندارد دل‌، دل اندر وی چه بستی‌؟
  8. 8 اگر در حصن تقوا راه یابی·ز حاسد وز حسد جاوید رستی
  9. 9 اگر چه شیرگیری، ترک او کن·نه آن شیر است کش گیری به مستی

ganjoor: sh2659 · public domain