دیوان شمس› غزل ۲۶۶۸› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۶۸
- بود رویت به قبله اندر آن گور گر اهل قبله بودی در نهانی
G2668:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 خبر واده کز این دنیای فانی·به تلخی میروی یا شادمانی
- 2 عجب یارا ز اصحاب شمالی·عجب ز اصحاب ایمان و امانی
- 3 عجب همراز نفس سگ پرستی·عجب همراه شیر راه دانی
- 4 عجب در آخرین بازی شدی مات·عجب بردی اگر بردی تو جانی
- 5 بسی کژباز کاندر آخر کار·ببرد از اتفاق آسمانی
- 6 بود رویت به قبله اندر آن گور·گر اهل قبله بودی در نهانی
- 7 ازیرا گور باشد چون صلایه·پی تحویلهای امتحانی
- 8 چو دانه فاسدی را دفن کردی·بروید زو درخت بامعانی
- 9 بسی طبل اجل پیشین شنیدی·مگو مرگم درآمد ناگهانی
- 10 اگر در عمر آهی برکشیدی·یقین امروز کاندر ظل آنی
- 11 وگر با آه راهی نیز رفتی·شهنشاهی و شمع ره روانی
ganjoor: sh2668 · public domain