دیوان شمس غزل ۲۷۰۴ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۰۴

  1. به هر دم رخت مشتاقان خود را بدان سو کش که بس خوش می‌کشانی

G2704:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 برون کن سر که جان سرخوشانی·فروکن سر ز بام بی‌نشانی
  2. 2 به هر دم رخت مشتاقان خود را·بدان سو کش که بس خوش می‌کشانی
  3. 3 که عاشق همچو سیل و تو چو بحری·که عاشق چون قراضه‌ست و تو کانی
  4. 4 سقط‌های چو شکر باز می‌گوی·که تو از لعل‌ها در می‌فشانی
  5. 5 زهی آرامگاه جمله جان‌ها·عجب افتاد حسن و مهربانی
  6. 6 ز خوبی روی مه را خیره کردی·به رحمت خود چنانتر از چنانی
  7. 7 به هر تیری هزار آهو بگیری·زهی شیری که بس سخته کمانی
  8. 8 به هر بحری که تازی همچو موسی·شکافد بحر تا در وی برانی
  9. 9 همه جان در شکر دارند از وصل·که هر یک گفت ما را نیست ثانی
  10. 10 به کوه طور تو بسیار موسی·ز غیرت گفته نی نی لن ترانی
  11. 11 ز شمس الدین بپرس اسرار لن را·که تبریز است دریای معانی

ganjoor: sh2704 · public domain