دیوان شمس غزل ۲۷۳۵ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۳۵

  1. وز ابر که حامله‌ست از بحر چون چشم عروس بین بکایی

G2735:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 برجه که بهار زد صلایی·در باغ خرام چون صبایی
  2. 2 از شاخ درخت گیر رقصی·وز لاله و که شنو صدایی
  3. 3 ریحان گوید به سبزه رازی·بلبل طلبد ز گل نوایی
  4. 4 از باد زند گیاه موجی·در بحر هوای آشنایی
  5. 5 وز ابر که حامله‌ست از بحر·چون چشم عروس بین بکایی
  6. 6 وز گریه ابر و خنده برق·در سنبل و سرو ارتقایی
  7. 7 فخ شسته به پیش گوش قمری·کموزدش او بهانه‌هایی
  8. 8 نرگس گوید به سوسن آخر·برگوی تو هجو یا ثنایی
  9. 9 ای سوسن صدزبان فروخوان·بر مرغ حکایت همایی
  10. 10 سوسن گوید خمش که مستم·از جام میی گران بهایی
  11. 11 سرمستم و بیخودم مبادا·بجهد ز دهان من خطایی
  12. 12 رو کن به شهی کز او بپوشید·اشکوفه بریشمین قبایی
  13. 13 می‌گوید بید سرفشانان·رستیم ز دست اژدهایی
  14. 14 ای سرو برای شکر این را·تو نیز چنین بکوب پایی
  15. 15 ای جان و جهان به تو رهیدیم·ز اشکنجه جان جان نمایی
  16. 16 از وسوسه چنین حریفی·وز دغدغه چنین دغایی
  17. 17 زان دی که بسی قفا بخوردیم·رفت و بنمودمان قفایی
  18. 18 ظاهر مشواد او که آمد·از شوم ظهور او خفایی
  19. 19 خاموش کن و نظاره می‌کن·بی زحمت خوف در رجایی

ganjoor: sh2735 · public domain