دیوان شمس› غزل ۲۷۷۰› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۷۰
- برخاست غریو جان ز هر سو هان ای کس بیکسان تو دانی
G2770:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 رخها بنگر تو زعفرانی·کز درد همیدهد نشانی
- 2 شهری بنگر ز درد رنجور·چون باغ به موسم خزانی
- 3 این درد ز غصه فراق است·از هیبت حکم آسمانی
- 4 بیم است فلک سیاه گردد·از آتش و ناله نهانی
- 5 دوزخ بنگر که سر برآورد·ناگه ز میان شادمانی
- 6 برخاست غریو جان ز هر سو·هان ای کس بیکسان تو دانی
- 7 فرمود که این فراق فانی است·افغان ز فراق جاودانی
- 8 یا رب چه شود اگر تو ما را·از هر دو فراق وارهانی
- 9 این گفته و بسته شد دهانم·باقی تو بگو اگر توانی
ganjoor: sh2770 · public domain