دیوان شمس غزل ۲۷۸۷ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۸۷

  1. جان‌ها زنبوروار از عشق تو پران شده تا دهان خاکیان را زان عسل آلوده‌ای

G2787:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای·تا بسی درهای دولت بر فلک بگشوده‌ای
  2. 2 ای بسا کوه احد کز راه دل برکنده‌ای·ای بسا وصف احد کاندر نظر بنموده‌ای
  3. 3 جان‌ها زنبوروار از عشق تو پران شده·تا دهان خاکیان را زان عسل آلوده‌ای
  4. 4 ای سبک عقلی که از خویشش گرانی داده‌ای·وی گران جانی که سوی خویشتن بربوده‌ای
  5. 5 شاد با گوش مقیم اندر مقالات الست·چون ز بی‌چشمان مقالات خطا بشنوده‌ای
  6. 6 در رخ پرزهر دونان کمترک خندیده‌ای·هر خسی را از ضرورت در جهان بستوده‌ای
  7. 7 فارغی از چرب و شیرین در حلاوت‌های خود·چرب و شیرین باش از خود ز آنک خوش پالوده‌ای
  8. 8 ای همه دعویت معنی ای ز معنی بیشتر·ای دو صد چندانک دعوی کرده‌ای بنموده‌ای
  9. 9 ای که می‌جویی مثال شمس تبریزی تو هم·روزگاری می‌بری و اندر غم بیهوده‌ای

ganjoor: sh2787 · public domain