دیوان شمس› غزل ۲۸۰۳› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۰۳
- کفشهای آهنین جان پاره کرد اندر رهش چون در او آتش بزد جانانه دیوانگی
G2803:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگی·کرده مالامال خون پیمانه دیوانگی
- 2 صد هزاران خانه هستی به آتش درزده·تشنگان مرد و زن مردانه دیوانگی
- 3 ما دوسر چون شانهایم ایرا همیزیبد به عشق·در سر زنجیر زلفش شانه دیوانگی
- 4 در چنین شمعی نمیبینی که از سلطان عشق·دم به دم در میرسد پروانه دیوانگی
- 5 پنبه در گوشند جان و دل ز افسانه دو کون·تا شنیدند از خرد افسانه دیوانگی
- 6 کفشهای آهنین جان پاره کرد اندر رهش·چون در او آتش بزد جانانه دیوانگی
- 7 عقل آمد با کلید آتشین آن جا ولیک·جز کلید او نبد دندانه دیوانگی
- 8 چونک عقل از شمس تبریزی به حیرت درفتاد·تا شده یاران و ما دیوانه دیوانگی
ganjoor: sh2803 · public domain