دیوان شمس غزل ۲۸۴۱ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۴۱

  1. هله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدان سر اسب را مگردان که تو سر نه‌ای تو سنبی

G2841:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی·که پیاله‌هاست مردم تو شراب بخش خنبی
  2. 2 هله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدان·سر اسب را مگردان که تو سر نه‌ای تو سنبی
  3. 3 که در آن زمان سری تو که تو خویش دنب دانی·چو تو را سری هوس شد تو یقین بدانک دنبی
  4. 4 ز جهان گریز و وابر تو ز طاق و از طرنبش·چو ز خویش طاق گشتی ز چه بسته طرنبی
  5. 5 تو بدان خدای بنگر که صد اعتقاد بخشد·ز چه سنی است مروی ز چه رافضی است قنبی
  6. 6 بفرست سوی بینش همه نطق را و تن را·که تو را یکی نظر به که همیشه می غرنبی

ganjoor: sh2841 · public domain