دیوان شمس غزل ۲۸۵۲ بیت ۱۰ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۵۲

  1. چو به پشه این رساند تو بگو به پیل چه دهد چه کنم به شرح ناید می جام لامکانی

G2852:10

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی·بگشا در عنایت که ستون صد جهانی
  2. 2 چو فراق گشت سرکش بزنی تو گردنش خوش·به قصاص عاشقانت که تو صارم زمانی
  3. 3 چو وصال گشت لاغر تو بپرورش به ساغر·همه چیز را به پیشت خورشی است رایگانی
  4. 4 به حمل رسید آخر به سعادت آفتابت·که جهان پیر یابد ز تو تابش جوانی
  5. 5 چه سماع‌هاست در جان چه قرابه‌های ریزان·که به گوش می‌رسد زان دف و بربط و اغانی
  6. 6 چه پر است این گلستان ز دم هزاردستان·که ز های و هوی مستان تو می از قدح ندانی
  7. 7 همه شاخه‌ها شکفته ملکان قدح گرفته·همگان ز خویش رفته به شراب آسمانی
  8. 8 برسان سلام جانم تو بدان شهان ولیکن·تو کسی به هش نیابی که سلامشان رسانی
  9. 9 پشه نیز باده خورده سر و ریش یاوه کرده·نمرود را به دشنه ز وجود کرده فانی
  10. 10 چو به پشه این رساند تو بگو به پیل چه دهد·چه کنم به شرح ناید می جام لامکانی
  11. 11 ز شراب جان پذیرش سگ کهف شیرگیرش·که به گرد غار مستان نکند به جز شبانی
  12. 12 چو سگی چنین ز خود شد تو ببین که شیر شرزه·چو وفا کند چه یابد ز رحیق آن اوانی
  13. 13 تبریز مشرقی شد به طلوع شمس دینی·که از او رسد شرارت به کواکب معانی

ganjoor: sh2852 · public domain