دیوان شمس› غزل ۲۸۵۴› بیت ۶ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۸۵۴
- چو شکوفه کرد به بستان ز ره دهن چو مستان تو نصیب خویش بستان ز زمانه گر ز مایی
G2854:6
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 برسید لک لک جان که بهار شد کجایی·بشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی
- 2 رخ یوسفان ببینی که ز چاه سر برآرد·همه گلرخان ببینی که کنند خودنمایی
- 3 ثمرات دل شکسته به درون خاک بسته·بگشاده دیده دیده ز بلای دی رهایی
- 4 خضر و سمن چو رندان بشکستهاند زندان·گل و لاله شاد و خندان ز سعادت عطایی
- 5 همه مریمان کامل همه بکر و گشته حامل·بنموده عارفان دل به جناب کبریایی
- 6 چو شکوفه کرد به بستان ز ره دهن چو مستان·تو نصیب خویش بستان ز زمانه گر ز مایی
- 7 به مثال گربه هر یک به دهان گرفته کودک·سوی مادران گلشن به نظاره چون نیایی
- 8 بنگر به مرغ خوش پر چو خطیب فوق منبر·به ثنا و حمد داور بگرفته خوش نوایی
ganjoor: sh2854 · public domain