دیوان شمس› غزل ۲۹۱۹› بیت ۱۴ → قبلی
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۱۹
- پیش شمسالدین تبریز آمدی تا تجلیهاش مستوفاستی
G2919:14
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 گر سران را بیسری درواستی·سرنگونان را سری درواستی
- 2 از برای شرح آتشهای غم·یا زبانی یا دلی برجاستی
- 3 یا شعاعی زان رخ مهتاب او·در شب تاریک غم با ماستی
- 4 یا کسی دیگر برای همدمی·هم از آن رو بیسر و بیپاستی
- 5 گر اثر بودی از آن مه بر زمین·نالهها از آسمان برخاستی
- 6 ور نه دست غیر تستی بر دهان·راست و چپ بیاین دهان غوغاستی
- 7 گر از آن دُر پرتوی بر دل زدی·یا به دریا یا خود او دریاستی
- 8 ور نه غیرت خاک زد در چشم دل·چشمه چشمه سوی دریاهاستی
- 9 نیست پروای دو عالم عشق را·ور نه ز الا هر دو عالم لاستی
- 10 عشق را خود خاک باشی آرزو است·ور نه عاشق بر سر جوزاستی
- 11 تا چو برف این هر دو عالم در گداز·ز آتش عشق جحیم آساستی
- 12 اژدهای عشق خوردی جمله را·گر عصا در پنجهٔ موساستی
- 13 لقمهای کردی دو عالم را چنانکْ·پیش جوع کلب نان یکتاستی
- 14 پیش شمسالدین تبریز آمدی·تا تجلیهاش مستوفاستی
ganjoor: sh2919 · public domain