دیوان شمس› غزل ۲۹۵۱› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۵۱
- زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبان تا تو ز مشرق دل چون مه سری برآری
G2951:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری·چون موی از آن شدم من تا تو سرم بخاری
- 2 زان دست شستم از خود تا دست من تو گیری·زان چون خیال گشتم تا در دلم گذاری
- 3 زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبان·تا تو ز مشرق دل چون مه سری برآری
- 4 زان اشکبار گشتم چون ابر در بهاران·تا نوبهار حسنت بر من کند بهاری
- 5 حمال آن امانت کان را فلکت نپذرفت·گشتم به اعتمادی کز لطف توست یاری
- 6 شاها به حق آنک بر لوح سینه هر دم·از بهر بت پرستان نوصورتی نگاری
- 7 بنمای صورتی را کان لوح درنگنجد·تا بت پرست و بتگر یابند رستگاری
ganjoor: sh2951 · public domain