دیوان شمس غزل ۲۹۵۸ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۵۸

  1. ای عشق چون درآیی در عالم جدایی این بازماندگان را تا یار می‌کشانی

G2958:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی·این کاهلان ره را در کار می‌کشانی
  2. 2 ای عشق چون درآیی در عالم جدایی·این بازماندگان را تا یار می‌کشانی
  3. 3 کوری رهزنان را ایمن کنی جهان را·دزدان شهر دل را بر دار می‌کشانی
  4. 4 مکار را ببینی کورش کنی به مکری·چون یار را ببینی در غار می‌کشانی
  5. 5 بر تازیان چابک بندی تو زین زرین·پالانیان بد را در بار می‌کشانی
  6. 6 سوداییان ما را هر لحظه می‌نوازی·بازاریان ما را بس زار می‌کشانی
  7. 7 عشاق خارکش را گلزار می‌نمایی·خودکام گل طرب را در خار می‌کشانی
  8. 8 آن کو در آتش آید راهش دهی به آبی·و آن کو دود به آبی در نار می‌کشانی
  9. 9 موسی خاک رو را ره می‌دهی به عزت·فرعون بوش جو را در عار می‌کشانی
  10. 10 این نعل بازگونه بی‌چون و بی‌چگونه·موسی عصاطلب را در مار می‌کشانی

ganjoor: sh2958 · public domain