دیوان شمس غزل ۲۹۷۶ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۷۶

  1. دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود دریا درون گوهر کی کرد باوری

G2976:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 شد جادوی حرام و حق از جادوی بری·بر تو حرام نیست که محبوب ساحری
  2. 2 می‌بند و می‌گشا که همین است جادوی·می‌بخش و می‌ربا که همین است داوری
  3. 3 دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود·دریا درون گوهر کی کرد باوری
  4. 4 سحر حلال آمد بگشاد پر و بال·افسانه گشت بابل و دستان سامری
  5. 5 همیان زر نهاده و معیوب می‌خرد·ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری
  6. 6 امروز می‌گزید ز بازار اسپ او·اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری
  7. 7 گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد·گفتا که راه ما نتوان شد به لمتری
  8. 8 کشتی شکسته باید در آبگیر خضر·کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری
  9. 9 دنیا چو قنطره‌ست گذر کن چو پا شکست·با پای ناشکسته از این پول نگذری
  10. 10 زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است·فرمان ارجعی را منیوش سرسری

ganjoor: sh2976 · public domain