دیوان شمس غزل ۲۹۹۹ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹۹۹

  1. باری چو بشکنی دل پرحسرت مرا در وصل روی دلبر عیار بشکنی

G2999:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 تا چند از فراق مرا کار بشکنی·زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی
  2. 2 دستم شکست دست فراقت ز کار و بار·دانستمی دگر به چه مقدار بشکنی
  3. 3 هین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخ·کاین شیشه‌ام تنک شد هشدار بشکنی
  4. 4 زین سنگلاخ هجر سوی سبزه زار وصل·گر زوترک نرانی ناچار بشکنی
  5. 5 خونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگ·خونش چنین دود چو دل نار بشکنی
  6. 6 باری چو بشکنی دل پرحسرت مرا·در وصل روی دلبر عیار بشکنی
  7. 7 مخدوم شمس دین که شهنشاه بینشی·کز یک نظر دو صد دل و دلدار بشکنی
  8. 8 تبریز از تو فخر به اینت مسلم است·صد تاج را به ریشه دستار بشکنی

ganjoor: sh2999 · public domain