دیوان شمس› غزل ۳۰۰۶› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۰۶
- دام و دم قلندر بیچون بود مقیم خالیست از کفایت و معنی داوری
G3006:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری·وصف قلندرست و قلندر از او بری
- 2 گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست·زیرا که آفریده نباشد قلندری
- 3 دام و دم قلندر بیچون بود مقیم·خالیست از کفایت و معنی داوری
- 4 از خود به خود چه جویی چون سر به سر توی·چون آب در سبویی کلّی ز کلّ پری
- 5 از خود به خود سفر کن در راه عاشقی·وین قصه مختصر کن ای دوست یک سری
- 6 نی بیم و نی امید نه طاعت نه معصیت·نی بنده نی خدای نه وصف مجاوری
- 7 عجزست و قدرتست و خدایی و بندگی·بیرون ز جمله آمد این ره چو بنگری
- 8 راه قلندری ز خدایی برون بود·در بندگی نیاید و نه در پیمبری
- 9 زینهار تا نلافد هر عاشق از گزاف·کس را نشد مسلم این راه و ره بری
ganjoor: sh3006 · public domain