دیوان شمس غزل ۳۰۰۹ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۰۹

  1. آن نفس از ساقیان سستی و تقصیر نیست نیست گنه باده را چونک تو کمتر کشی

G3009:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی·اه که چه می‌زیبدش بدخوی و سرکشی
  2. 2 گاه چو مه می‌رود قاعده شب روی·می‌کند از اختران شیوه لشکرکشی
  3. 3 گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان·تا دل خود را ز هجر تو سوی آذر کشی
  4. 4 ای خنک آن دم که تو خسرو و خورشید را·سخت بگیری کمر خانه خود درکشی
  5. 5 از طرب آن زمان جامه جان برکنی·وز سر این بیخودی گوش فلک برکشی
  6. 6 هر شکری زین هوس عود کند خویش را·تا که بسوزد بر او چونک به مجمر کشی
  7. 7 آن نفس از ساقیان سستی و تقصیر نیست·نیست گنه باده را چونک تو کمتر کشی
  8. 8 بخت عظیمست آنک نقل ز جنت بری·خیر کثیرست آنک باده ز کوثر کشی
  9. 9 مست برآیی ز خود دست بخایی ز خود·قاصد خون ریز خود نیزه و خنجر کشی
  10. 10 گوید کز نور من ظلمت و کافر کجاست·تا که به شمشیر دین بر سر کافر کشی
  11. 11 وقت شد ای شمس دین مفخر تبریزیان·تا تو مرا چون قدح در می احمر کشی

ganjoor: sh3009 · public domain