دیوان شمس غزل ۳۰۱ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۳۰۱

  1. چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست تو برآ بر آسمان‌ها بگشا طریق و مذهب

G301:2

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب·که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
  2. 2 چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست·تو برآ بر آسمان‌ها بگشا طریق و مذهب
  3. 3 نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید·چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
  4. 4 سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی·چو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
  5. 5 چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم·چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب
  6. 6 ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان·که شده‌ست از سلامت دل و جان ما مطیب
  7. 7 ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی·عجب‌ست اگر بماند به جهان دلی مودب
  8. 8 ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته·به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب
  9. 9 بکش آب را از این گل که تو جان آفتابی·که نماند روح صافی چو شد او به گل مرکب
  10. 10 صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت·که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب
  11. 11 دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم·سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان مرتب
  12. 12 به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن·که هنر ز پای یابید و ز دم دید ثعلب

ganjoor: sh301 · public domain